تبلیغات
شهید حاج ابراهیم همت - زندگی نامه شهید حاج ابراهیم همت
شهید حاج ابراهیم همت
زندگی نامه و وصیت نامه و عکس از شهید همت
یکشنبه 26 تیر 1390 :: نویسنده : sina
زندگی نامه شهید حاج ابراهیم همت 

دردوازدهم فروردین سال 1334، در خطة ذوق پرور اصفهان، در شهر قمشه، فرزندی مبارک از مادرزاده شد که مایه افتخار و سربلندی دیار خود شد.

 

ابراهیم، قبل از این‌که چشم به جهان هستی بگشاید، آنگاه که جنینی ناتوان در رحم مادر بود، به همراه پدر و مادر و خانواده‌اش راهی سرزمین خون و شهادت -کربلای معلی- شد. او در کربلای حسینی، با تنفس مادر، بوی خون و شهادت را استشمام کرد و تربت مطهر حضرت اباعبدالله‌الحسین(ع) جان و روانش را عاشورایی کرد. آزادگی، حریت، شهامت، شجاعت، تسلیم، رضا، ادب و معصومیت تحفه‌هایی بود که در آن سرزمین الهی در وجود او شکوفه کرد.

 

محمدابراهیم در سایه محبتهای پدر و مادر پاکدامن، وارسته و مهربانش دوران کودکی را سپری کرد. این دوران نیز همانند زندگی بسیاری از کودکان هم سن و سال او طبیعی گذشت.

 

مادرش می‌گوید که ابراهیم در پنج سالگی به نماز ایستاد و به مسجد رفت و پدرش به یاد می‌آورد وقتی به سن ده سالگی رسید، سوره مبارکه یس و تعدادی از سوره‌های قرآن را فراگرفته بود.

 

با رسیدن به سن هفت سالگی وارد مدرسه شد. در دوران تحصیل از هوش و استعداد فوق‌العاده‌ای برخوردار بود، به طوری که توجه همه را به خود جلب می‌کرد.

 

ابراهیم از همان سنین کودکی و هنگام فراغت از تحصیل، به ویژه در تعطیلات تابستان، با کار و تلاش فراوان مخارج تحصیل خود را به دست می‌آورد و از این راه به خانواده زحمت‌کش خود نیز کمک می‌کرد. او با شور و نشاط و محبتی که داشت، به محیط گرم خانواده صفا و صمیمیت دو چندان می‌بخشید.

 

پس از اتمام دوران ابتدایی و راهنمایی، وارد مقطع دبیرستان شد. او در دوران تحصیلات متوسطه اشتیاق فراوانی به رشته داروسازی نشان می‌داد. گرچه وضع مالی پدرش در آن حد نبود که بتواند برای فرزند علاقه‌مندش بعضی لوازم پزشکی را تهیه کند، با این حال از آنچه برایش مقدور بود، دریغ نمی‌ورزید. خود ابراهیم نیز با مبلغ اندکی که از کار در مزرعه یا جای دیگر به دست می‌آورد، توانسته بود بخشی از امکانات مورد نیازش را فراهم کند.

 

در سال 1352 دیپلم گرفت و در کنکور سراسری شرکت کرد. خانواده‌اش آرزو داشتند نامش را در لیست پذیرفته‌شدگان دانشگاه ببینند ولی چنین نبود. وقت اعلام نتایج، اسم ابراهیم در صدر اسامی ذخیره‌ها قرار داشت. پس از پایان مهلت ثبت نام و انصراف برخی از دانشجویان، انتظار می‌رفت که این‌بار ابراهیم به دانشگاه راه یابد ولی در کمال تعجب دیده شد که اسامی تنی چند از ذخیره‌ها که رتبه آنها پایین‌تر از وی بود، اعلام گردید ولی از نام او نشانی نیست.

 

پس از آن، ابراهیم تلاش بسیاری کرد؛ اعتراض کتبی نوشت و جر و بحث زیادی کرد ولی به دلیل نفوذ صاحب منصبان آن زمان در آموزش عالی راه به جایی نبرد و حق او ضایع شد.

 

عدم موفقیت ابراهیم در ورود به دانشگاه نتوانست خللی در ارادة او به وجود آورد. در همان سال، پس از قبولی در امتحانات ورودی «دانشسرای تربیت معلم اصفهان» برای تحصیل عازم این شهر شد.

 

دو سال بعد، با اتمام تحصیل، به خدمت سربازی رفت؛ اگر چه راضی نبود زیر پرچم رژیمی که مخالف آن بود دو سال عمر گرانبهای خود را تلف سازد. بنا به گفته خودش، تلخترین دوران جوانی او همان دوران سربازی بود. در همین مدت توانست با برخی از جوانان روشنفکر و انقلابی مخالف رژیم ستم شاهی آشنا شود و به تعدادی از کتابهایی که از نظر ساواک و دولت آن روز ممنوعه به حساب می‌آمد، دست یابد. مطالعه آن کتابها که به طور مخفیانه و توسط برخی از دوستان برایش فراهم می‌شد، تاثیری عمیق و سازنده در روح و جان او گذاشت و به روشنایی اندیشه‌اش کمک شایانی کرد.

 

در سال 1356، پس از بازگشت به زادگاه و آغوش گرم و پرمهر خانواده، شغل معلمی را برگزید. او در روستاهای محروم و طاغوت‌زده مشغول تدریس شد و به تعلیم فرزندان این مرز و بوم همت گماشت. ابراهیم، در روزگار معلمی، با تعدادی از روحانیون متعهد و انقلابی آشنا شد و در اثر همنشینی با علمای اسلامی مبارز، با شخصیت ژرف حضرت امام خمینی(ره) آشنایی بیشتری پیدا کرد و نسبت به آن بزرگوار معرفتی عمیق در وجود خود ایجاد کرد.

 

هر روز آتش عشق به امام(ره) در کانون جانش شعله‌ور می‌شد. او سعی وافری داشت تا عشق و علاقه به امام(ره) را در محیط درس گسترش دهد و جان دانش‌آموزان را که ضمیرشان به صافی آب و آیینه بود، از عشق «روح‌الله» لبریز سازد.

 

او در خصوص امام(ره) و احکام مترقی اسلام همواره به بحث می‌نشست و دانش‌آموزان را به مطالعة کتابهای سودمند و روشنگر ترغیب می‌نمود. همین امر سبب شد که در چندین نوبت از طرف ساواک به او اخطار شد لکن روح سرکش و بی‌باک او به همة آن اخطارها بی‌توجه و بی‌اعتنا بود. او هدف و راهش را بدون تزلزل و تشویش پی می‌گرفت و از تربیت شاگردان لحظه‌ای غفلت نورزید.

 

با گسترده شدن امواج خروشان انقلاب، ابراهیم نیز فعالیتهای سیاسی خود را علنی کرد. حضور او در پیشاپیش صفوف تظاهرکنندگان و سفر به شهرهای اطراف برای دریافت و نشر اعلامیه‌های رهبر کبیر انقلاب و ضبط و تکثیر نوارهای سخنرانی ایشان و سایر پیشگامان انقلاب، خاطراتی نیست که به سادگی از اذهان مردم شهر و اعضاء خانواده و دوستانش محو شود.

 

وقتی انقلاب به ثمر رسید و اماکن اطلاعاتی ساواک شهرضا به دست مردم انقلابی فتح شد، پروندة سنگینی از ابراهیم به دست آمد. در این پرونده بیش از بیست گزارش و خبر مکتوب در تایید نقش فعال وی در صحنة تظاهرات و شورش علیه رژیم شاه به چشم می‌خورد که در صورت عدم پیروزی انقلاب، مجازات سنگینی برای او تدارک دیده می‌شد. تیمسار «ناجی»، فرمانده نظامی وقت اصفهان، دستور داده بود که هر جا او را دیدند با گلوله مورد هدف قرار بدهند.

 

ابراهیم پس از ابراز لیاقت در طول مبارزات و فعالیتها، چه قبل و چه پس از انقلاب اسلامی، در تشکیل سپاه پاسداران قمشه نیز نقش چشمگیری داشت. او عضویت در شورای فرماندهی سپاه پاسداران و مسؤولیت واحد روابط عمومی را به عهده گرفت و فعالیتهای خود را بعدی تازه بخشید.

 

به دنبال غائله کردستان، به شهرستان پاوه عزیمت کرد و مسؤولیت روابط عمومی سپاه آن‌جا را به عهده گرفت. پس از یک سال خدمت در کردستان، به همراه حاج احمد متوسلیان، به مکه مشرف شد.

 

با شهادت «ناصر کاظمی» به فرماندهی سپاه پاوه منصوب شد و تا آغاز جنگ تحمیلی در این سمت باقی ماند.

 

با شروع عملیات رمضان، در تاریخ 23/4/61 در منطقه شرق

 

بصره، فرماندهی تیپ 27 محمدرسول‌الله(ص) را به عهده گرفت و بعدها با ارتقاء این یگان به لشکر، تا زمان شهادتش، در سمت فرماندهی آن لشکر انجام وظیفه کرد.

 

در عملیات مسلم‌بن‌عقیل(ع) و محرم در سمت فرمانده قرارگاه ظفر، سلحشورانه با دشمن متجاوز جنگید. در عملیات والفجر مقدماتی، مسؤولیت سپاه یازدهم قدر را که شامل: لشکر 27 حضرت رسول(ص)، لشکر 31 عاشورا، لشکر 5 نصر و تیپ 10 سیدالشهدا بود، به عهده گرفت.

 

سرعت عمل و صلابت رزمندگان لشکر 27 تحت فرماندهی او در عملیات والفجر چهار و تصرف ارتفاعات کانی مانگا هرگز از خاطره‌ها محو نمی‌شود.

 

اوج حماسه آفرینی این سردار بزرگ در عملیات خیبر بود. در این مقطع، حاج همت تمام توان خود را به کار گرفت و در آخرین روزهای حیات دنیوی‌اش، خواب و خوراک و هرگونه بهرة مادی از دنیا را برخود حرام کرد و با ایثار خون خود برگی خونین در تاریخ دفاع مقدس رقم زد.

 

سرانجام، فاتح خیبر -سردار بزرگ اسلام حاج محمدابراهیم همت- در تاریخ 17 اسفندماه سال 1362 در جزیره مجنون به دیدار معبود خویش شتافت و به جمع دوستان شهیدش ملحق شد. روحش شاد و یاد جاودانه‌اش گرامی باد.





نوع مطلب : زندگی نامه شهید همت، 
برچسب ها : شهید همت، بیوگرافی شهید همت، شهادت، وصیت نامه شهید همت، حاج ابراهیم همت،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 17 مرداد 1396 08:10 ق.ظ
constantly i used to read smaller articles or reviews which as well clear their motive, and that is also
happening with this piece of writing which I am reading
now.
سه شنبه 17 مرداد 1396 08:07 ق.ظ
Hi there friends, fastidious paragraph and pleasant arguments commented at this place,
I am genuinely enjoying by these.
یکشنبه 15 مرداد 1396 01:25 ب.ظ
You can certainly see your enthusiasm in the work you write.
The world hopes for more passionate writers like you who are not
afraid to say how they believe. Always follow your heart.
شنبه 7 مرداد 1396 01:39 ب.ظ
Link exchange is nothing else except it is only placing the other person's blog link
on your page at appropriate place and other person will
also do similar for you.
یکشنبه 4 تیر 1396 09:39 ب.ظ
بسیار ریشه از خود نوشتن در حالی که صدایی
دلنشین در آغاز آیا نه نشستن بسیار خوب با من پس از برخی از
زمان. جایی در سراسر جملات شما موفق به من مؤمن متاسفانه فقط برای کوتاه در
حالی که. من این کردم مشکل خود را با فراز در مفروضات و
یک خواهد را خوب به کمک پر همه کسانی شکاف.
در این رویداد شما در واقع که می توانید انجام من خواهد قطعا بود مجذوب.
سه شنبه 23 خرداد 1396 05:57 ب.ظ
سایت بسیار خوبی است
شنبه 6 خرداد 1396 03:26 ب.ظ
شهدا واقعا بزرگوار و انسان های با کمالی بوده اند
شنبه 6 خرداد 1396 03:23 ب.ظ
درود بر شهیدان راه خدا....
سه شنبه 29 فروردین 1396 02:59 ب.ظ
Hi friends, its enormous paragraph concerning tutoringand fully explained, keep it up all the time.
جمعه 25 فروردین 1396 09:45 ق.ظ
I really love your blog.. Excellent colors & theme.

Did you build this site yourself? Please reply back as
I'm planning to create my own personal website and want to learn where you got
this from or just what the theme is named. Appreciate it!
یکشنبه 20 فروردین 1396 04:24 ب.ظ
We stumbled over here from a different website and thought I might as well check things out.

I like what I see so now i am following you. Look forward to exploring your web page again.
شنبه 19 فروردین 1396 12:31 ق.ظ
Wow, this post is pleasant, my sister is analyzing these
kinds of things, therefore I am going to let know her.
یکشنبه 6 فروردین 1396 09:54 ب.ظ
سلام ودرود خدابرکسانی که درراه حق مبارزه کردن وبه شهادت ویا اسیر ویا جانباز شدن واگرجامعه خبر واقعی شهادت شهید همت رامیخواهند ازسیدپلنگ بخواهند که آن وقت رابازگوی کند وروشن کند جامعه را والسلام
شنبه 1 اسفند 1394 01:46 ق.ظ
مهسا خانم و ملیسا خانم امیدوارم به عنایت شهید بزرگوار هدایت بشید.هر تفکری که داشته باشید اینها شایسته احترامند..:'(
شنبه 1 اسفند 1394 01:43 ق.ظ
متن ها خوب بود,ممنونم, اما من دنبال خاطره خاص شفای همت در کربلا می گشتم پیدا نکردم.خاطرات بهتری هم هست که ننوشتید.موفق باشید.
جمعه 30 بهمن 1394 04:22 ب.ظ
من هم با مهسا موافقم واقعا خیلی چرت و پرت بود اه اه اه اه اه اه
جمعه 30 بهمن 1394 04:20 ب.ظ
چرت وپرت ترین جملات جهان بود
یکشنبه 21 تیر 1394 08:17 ب.ظ
برای شادی روح تمام شهدای راه اسلام صلوات
شنبه 29 فروردین 1394 10:58 ب.ظ
برا شادی روح شهیدان صلوات
سه شنبه 29 بهمن 1392 12:49 ق.ظ
بر ارواح پاک شهیدان سلام و صلوات
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم
یکشنبه 9 مهر 1391 09:15 ب.ظ
سلام به همین شهید قسم به علت نداشتن تمکن مالی جهت رهن منزل از همسرم جدا زندگی میکنم استخاره کنید با قران مشورت با خدا مرا یاری کنید م09380859870
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

زندگی نامه و وصیت نامه و عکس از شهید همت ، همسر شهید همت ، حاج ابراهیم همت
مدیر وبلاگ : sina
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :